آمال پروژه
آمال پروژه بستری است برای اقدامات ابتکاری مالی و اجتماعی دانشآموزان و مربیان. در این بستر ایدههای جدید برای اقدامات مطرح میشوند، اقدامات اجرا شده معرفی میشوند و شبکهای برای ایجاد ارتباط، مشارکت و یاری در اقدامات مختلف فراهم میشود.
اگر شما هم
- ایدهای دارید که میخواهید اجرایش کنید؟
- در حال برنامهریزی یا اجرای اقدامی ابتکاری هستید؟
- اقدامی را به انتها رساندهاید و میخواهید دیگران را باخبر کنید؟
میتوانید برای ما از برنامهتان بنویسید
یا داستانتان را ضبط کنید و یک فایل صوتی یا تصویری تهیه کنید
و به آدرس [email protected] برای ما ایمیل بفرستید.
خانه امید؛ ماهنامه کانون اصلاح و تربیت تهران
سال 1395، وقتی مربی برای اولین بار در کانون اصلاح و تربیت تهران آموزش دورههای آمال را آغاز کرد، مشارکت نوجوانان کم بود. این نوجوانان که با جرائمی بسیار متفاوت و متنوع در مرکز حضور داشتند، اغلب ترک تحصیل کرده بودند و بهراحتی به مربی یا کلاس اعتماد نمیکردند. آنها ترجیح میدانند در کلاس شنونده باشند، منفعل بودند، در فعالیتها همکاری نمیکردند و بیشتر دوست داشتند تابع مربی یا یکی دو فرد فعال در کلاس باشند، اما چیزی نگذشت که با اشتیاق در کلاسهای این دوره شرکت و با شور و شوق در فعالیتها مشارکت میکردند.
در پایان دوره، نوجوانان برای اقدام ابتکاریشان به گزینههای متفاوتی فکر کردند. در ابتدا بهدنبال راهاندازی بازارچه یا یک کسبوکار بودند. اما در نهایت، با همفکری و گفتگو با یکدیگر و راهنمایی مربی به این نتیجه رسیدند که میخواهند با اقدامشان، راهی برای بیان حرفهایشان پیدا کنند. آنها حرفهای ناگفته زیادی در دل داشتند، داستانها، ماجراها و تجربههایی که دوست داشتند با دیگران در میان بگذارند و در نهایت به این نتیجه رسیدند که میتوانند نشریه خود را راهاندازی کنند.
مسئولان کانون اصلاح و تربیت با دیدن شوق بچهها به کمک آنها آمدند و کارهای قانونی مانند نامهنگاریها و دریافت مجوز نشریه انجام شد. نشریه خانه امید حاصل همکاری نوجوانان کانون اصلاح و تربیت تهران و مسئولان این مرکز بود و در آن اخبار و رویدادها، نقد کتاب، تجربههای نوجوانان و دلنوشتههایشان چاپ شد.

غول چراغ جادو؛ پایداری منابع و محافظت از زمین
در سال 1400، بچههای پنج تا ده ساله در کتابکده قصه و افسانه تصمیم گرفتند اقدامی برای محافظت از زمین انجام دهند. بچهها با مشورت همدیگر جشنی یکروزه ترتیب دادند و با موضوع داستان «غول چراغ جادو» جشنشان را برنامهریزی کردند. آنها با گفتگو به این نتیجه رسیده بودند که «ما انسانها نمیتوانیم منتظر باشیم که یک غول چراغ جادو بیاید و مشکلات زمین را حل کند، بلکه باید هر کدام از ما به یک غولچه تبدیل شویم و خودمان دستبهکار شویم و همه دست به دست هم به غول مراقبت از زمین تبدیل شویم.» آنها برای روز جشن بازیهایی طراحی کردند و همه کارهای لازم برای برگزاری جشن را با کمک هم انجام دادند. وظایف را تقسیم کردند و با کمک مربی کارها را پیش بردند. چراغهای جادو درست کردند، پازل طراحی کردند، دستگاه مهساز کرایه کردند، بلیت طراحی کردند، زمانبندی کردند و... .
روز جشن فرا رسید و بچهها و بزرگترهایی که به جشن دعوت شده بودند، از راه رسیدند. بچهها در آغاز جشن داستان غول چراغ جادو را برای حاضران خواندند، بعد همه به حیاط رفتند و در فضای مهآلود هر کدام به یک غولچه تبدیل شدند و پری زمین را دیدند که بدنش پر از زبالهها و مواد آلودهکننده زمین بود. آنها با راهنمایی پری زبالهها را تفکیک کردند تا به پاک شدن زمین کمک کنند. بعد همه با هم به سالن برگشتند و درحالیکه پازل چراغ جادو درست میکردند، نکاتی درباره مصرف درست منابع و آلوده نکردن زمین شنیدند. در بخش پایانی جشن، بچهها جدول «صلح با زمین» را تکمیل کردند و به هر نفر یک چراغ جادوی کوچک دادند تا به خانه ببرند و سفیر پاکی زمین باشد.
جشن بهخوبی به پایان رسید و بچهها خیلی خوشحال بودند که توانستند چنین برنامه خوبی را ترتیب دهند و پیام مراقبت از زمین را به گوش دیگران برسانند.

باشگاه برای آزادی
باشگاه برای آزادی حاصل فعالیت بچههای کلاس یازدهم رشته انسانی در مدرسه صبا بود. این نوجوانان میخواستند در اقدام ابتکاری خود، گامی در جهت بهبود شرایط اجتماعی بردارند و عامل تغییر در جامعه خود باشند.
بیشتر این بچهها که در چهار سال گذشته دورههای آمال را گذرانده بودند با اصول کار جمعی آشنا بودند و در نتیجه با برنامهریزی درست و دقیق پیش رفتند. آنها در گروه به این نتیجه رسیدند که موضوع آزادی زنانی که بهخاطر بدهی مالی در زندان مانده بودند، از نظر همهی اعضای گروه موضوعی قابل توجه است. برای همین با دقت تحقیق کردند و متوجه شدند که زنان بسیاری بهخاطر بدهیهای مالی اندک در زندانها هستند. اعضای گروه تصمیم گرفتند برای تأمین پول موردنیاز کافهای راهاندازی کنند. حالا که هدف و روش کار مشخص شده بود، هر یک از اعضای گروه مسئولیتی به عهده گرفتند: چند نفر مشغول تحقیق برای انتخاب شهر و مذاکره با مسئولان شدند و اعضای دیگر برای راهاندازی کافه، تعیین منو، برنامهریزی زمانی و باقی کارها انتخاب شدند.
در روز اقدام، فروش کافه بیش از حد انتظار باشگاه بود. اعضای باشگاه برای آزادی در یک روز حدود بیست و چهار میلیون تومان درآمد داشتند. اعضای باشگاههای دیگر مدرسه هم به کمک آنها آمدند و بخشی از درآمد خود را به باشگاه آزادی هدیه کردند. باشگاه برای آزادی با مبلغی که در اختیار داشت توانست در سال 1401، نه یک نفر که چند زندانی مالی را آزاد کند.
این نوجوانان با طبع بلند، برنامهریزی درست و همکاری و همدلی توانستند به هدف عالی دست یابند و عاملان تغییر در جامعه خود باشند.
