فرسودگی شغلی تا ذهن خردمند: روایتِ تغییر در مربیان مراکز شبهخانواده
مراکز شبهخانواده در ایران نقشی حیاتی و حساس در حمایت از کودکان و نوجوانانی ایفا میکنند که به دلیل شرایط خانوادگی و اجتماعی، نیازمند مراقبت، حمایت و همراهی پایدار هستند. مربیان این مراکز، در زندگی روزمره نزدیکترین افراد به کودکان هستند و کیفیت رابطه، رویکرد تربیتی و مهارتهای ارتباطی آنان، تأثیری تعیینکننده بر رشد هیجانی، رفتاری و ذهنی کودکان دارد. از این رو، ارتقای شایستگیهای مربیان نه یک برنامه جانبی، بلکه ضرورتی بنیادین برای تضمین کیفیت مراقبت از کودکان محسوب میشود.
مؤسسه آمال در راستای تعهدات اجتماعی و ارتقای کیفیت مراقبت از کودکان و نوجوانان تحت پوشش مراکز شبهخانواده، پروژه آموزشی «رد پای ما در خانه» را با هدف توانمندسازی حرفهای مربیان مراکز شبهخانواده (مؤسسه خیریه نیکگامان جمشید) در شهرهای تهران، کرمان و رشت طراحی و اجرا کرد.
سرفصلهای این دوره آموزشی 10 جلسهای که در یک بازهی زمانی یک ساله (از مهر 1403 تا مهر 1404) برگزار شد، بر اساس نیازسنجی دقیق و با محوریت مهارتهای دیالکتیکی[1] تدوین شده بود تا به بهبود سلامت روان، مهارتهای ارتباطی و رویکرد تربیتی مربیان کمک کند.
اهداف و ساختار دوره
این دوره آموزشی با در نظر گرفتن ابعاد اصلی شغلی و روانی مربیان در چهار محور سازماندهی شده بود:
- توانمندسازی فردی و سلامت روان: تمرکز بر شناخت و تنظیم هیجانات، خودمراقبتی و کاهش فرسودگی شغلی برای ایجاد ثبات درونی در مربیان.
- تقویت روابط بینفردی: آموزش شیوههای ارتباط مؤثر با همکاران، مدیران و تیمهای خدماتی برای کاهش تعارضات و افزایش همافزایی سازمانی.
- ارتقای کیفیت مراقبت از کودکان: آموزش مهارتهای ارتباطی با کودکان و نوجوانان، مدلهای حل مسئله و آشنایی با مدل «سه ذهن» (هیجانی، منطقی و خردمند) برای تصمیمگیریهای بهینه در موقعیتهای چالشبرانگیز.
- بازنگری در باورهای حرفهای: تقویت باور به امکان تغییر و رشد در کودکان و نوجوانان ساکن مراکز شبهخانواده، با تأکید بر نقش کلیدی رابطه و ثبات مربی در آیندهسازی.
شرح دوره
در این دوره آموزشی، مربیان با مفاهیم پایش احساسات و نقش آن در تصمیمگیری آشنا شدند و مهارت نامگذاری احساسات را تمرین کردند. همچنین مسیر رسیدن به «ذهن خردمند» را دنبال کردند و تمرینهای روزانهای را برای کاهش فشارهای شغلی آزمودند.
در بخش دیگری از دوره، موانع ارتباطیای که به چالشهای میان مربیان و کودکان دامن میزد، بررسی شد و مربیان یاد گرفتند چگونه از حالت «سردرگمی» به «تحلیل» و از «هیجان» به «اقدام خردمندانه» دسترسی پیدا کنند.
در جلسه پایانی، بحثی محوری درباره «امکان تغییر» در کودکان شکل گرفت که با کمک مدل دیالکتیکی بررسی شد. نتیجه گفتوگوها نشان داد که مربیان با مشارکت فعال به این درک رسیدهاند که اگرچه برخی عوامل (مانند گذشته کودک، شرایط خانوادگی، ژنتیک و تجربه رهاشدگی) خارج از کنترل آنهاست، اما کیفیت رابطه، ثبات، پیشبینیپذیری و نگاه توانافزا میتواند مسیر زندگی کودک را بهطور قابلتوجهی تغییر دهد.
دستاوردهای کلیدی و ارزیابی نتایج
بررسیهای کمی و کیفی پس از پایان دوره، نشان میدهد که این آموزشها در شش حوزه اصلی، تأثیرات مثبت و ملموسی داشته است:
- بهبود شناخت و تنظیم هیجان: بیش از ۸۰ درصد مربیان گزارش دادند که توانایی شناسایی و نامگذاری احساسات خود و کودکان را افزایش دادهاند و با ایجاد مکثهای آگاهانه، واکنشهای هیجانی خود را کنترل میکنند.
- افزایش خودمراقبتی: مشاهدهی کاهش قابل توجه در سطح فرسودگی شغلی و افزایش تمرینات خودمراقبتی روزمره در میان مربیان.
- کاربرد مدل سه ذهن: توانایی تشخیص وضعیت ذهنی در لحظات بحرانی و حرکت به سمت «ذهن خردمند» برای تصمیمگیریهای منطقی و آرام.
- ارتقای مهارتهای ارتباطی: کاهش سوءتفاهمها در ارتباط با همکاران و کودکان و افزایش وضوح در انتقال پیامها.
- جرئت، جسارت و مدیریت خشم: یادگیری تکنیکهای فاصلهگذاری هیجانی و بیان قاطعانه و محترمانه نیازها و مرزهای شغلی.
- تقویت مهارت حل مسئله: توانایی تحلیل گامبهگام مشکلات و انتخاب راهکارهای عملی با کمترین آسیبهای جانبی.
چالشها و بازخوردهای مربیان
با وجود پیشرفتهای چشمگیر، ارزیابیها نشان داد که باور به «امکان تغییر» در کودکان، بهویژه در موارد پیچیده تروما (آسیب روانی)، هنوز بهطور کامل در بین برخی مربیان تثبیت نشده است. همچنین، نیازهای آموزشی جدیدی در حوزههای زیر شناسایی شد:
- آشنایی علمی و کاربردی با مفاهیم تروما و روشهای مداخله تخصصی.
- مدیریت چالشهای ارتباطی با نوجوانان (پرخاشگری، بیانگیزگی و مقاومت).
- مدیریت اضطراب (هم برای مربیان و هم برای کودکان).
- دسترسی به منابع مکتوب و تمرینهای پیشرفتهتر خودمراقبتی.
پیشنهادات راهبردی
در پایان این دوره و به منظور نهادینهسازی یادگیری و پاسخگویی به نیازهای جدید، اقداماتی از جمله برگزاری دورههای تخصصی تروما، تکمیل مهارتهای ارتباطی، تشکیل گروههای بازتاب حرفهای، تهیه بستههای آموزشی و ایجاد گروههای مطالعه به مؤسسه آمال پیشنهاد شد.
پروژه «رد پای ما در خانه» گامی مؤثر در جهت ارتقای شایستگیهای حرفهای و سلامت روان مربیان مراکز شبهخانواده بود. اگرچه تغییر نگرشهای عمیق حرفهای نیازمند زمان و تمرین است، اما با برگزاری این دوره سنگ بنای لازم برای ایجاد محیطی امن، آگاهانه و حمایتگر برای کودکان و نوجوانان پایهگذاری شد. تداوم آموزشها و حمایتهای سازمانی، کلید موفقیت در این مسیر خواهد بود.
[1]. Dialectical Skills: مهارتهای دیالکتیکی مجموعهای از مهارتهای فکری و ارتباطی هستند که به فرد کمک میکنند واقعیتهای ظاهراً متضاد را همزمان در نظر بگیرد و به جای تفکر «همه یا هیچ»، دیدگاهی متعادلتر داشته باشد.


