جلسه نمایش و بررسی فیلم پسری که باد را مهار کرد در آمال برگزار شد

جلسه نمایش و بررسی فیلم پسری که باد را مهار کرد در آمال برگزار شد

جلسه‌ نمایش و نقد و بررسی فیلم «پسری که باد را مهار کرد» با حضور جمعی از علاقه‌مندان به سینما و آموزش، 28 اردیبهشت ماه در مؤسسه آمال برگزار شد.

این فیلم با نام اصلی The Boy Who Harnessed the Wind، بر اساس داستانی واقعی در کشور مالاوی ساخته شده است و داستان «ویلیام» پسر نوجوانی است که در روستایی درگیر خشکسالی و گرسنگی، به دلیل مشکلات معیشتی از ادامه تحصیل باز می‌ماند، اما علاقه و کنجکاوی خود به یادگیری را از دست نمی‌دهد. او با خواندن کتاب‌های کتابخانه مدرسه، با استفاده از وسایل ساده و دورریختنی یک آسیاب بادی می‌سازد و راهی برای نجات خانواده و روستایش پیدا می‌کند.

این فیلم تصویری از امید در دل ناامیدی ارائه می‌دهد. شخصیت اصلی فیلم به خوبی نشان می‌دهد که یادگیری فقط در کلاس درس و محیط رسمی آموزش رخ نمی‌دهد. او همچنین نماد فردی است که با تکیه بر دانش، تخیل و پشتکار، مسیر تازه‌ای را پیش روی جامعه‌اش باز می‌کند و با مشاهده، آزمون و خطا، تجربه کردن و مطالعه می‌آموزد و دانش را به تغییری واقعی تبدیل می‌کند.

رابطه ویلیام و پدرش نیز بخش مهمی از داستان را شکل می‌دهد. پدر نماینده نسلی است که زیر فشار فقر، ناامنی و نگرانی برای آینده، کمتر به تغییر و ریسک اعتماد می‌کند، ویلیام اما نماینده نسلی است که به دنبال راه‌های تازه برای حل مسائل است.

نقطه عطف داستان زمانی رخ می‌دهد که پدر، دوچرخه خود را برای ساختن آسیاب بادی در اختیار پسرش می‌گذارد؛ این حرکت نمادین، در واقع اعتماد به نسل جدید و فرصت دادن به ایده‌های تازه است. این فیلم امید را نه به عنوان یک رؤیای ساده و رمانتیک، بلکه به عنوان مسیری دشوار، پرهزینه و نیازمند تلاش مداوم به تصویر می‌کشد.

در گفتگوی پس از فیلم، نمادها و پیام‌های مختلف فیلم بررسی شد. خشکسالی در فیلم نه‌تنها یک بحران طبیعی، بلکه نمادی از بن‌بست اجتماعی، ناامیدی و ترس جمعی است و در مقابل، باد به عنوان نیرویی نادیدنی، نماد فرصت‌ها و ظرفیت‌هایی است که اغلب نادیده می‌مانند. ویلیام چیزی را می‌بیند که دیگران آن را بی‌فایده تصور می‌کنند و همین نگاه متفاوت به او امکان می‌دهد راه‌حلی تازه پیدا کند.

در ادامه جلسه، شرکت‌کنندگان درباره موضوعاتی مانند حق دسترسی به آموزش، نابرابری‌های آموزشی و نقش کتابخانه‌ها در گسترش فرصت‌های یادگیری گفت‌وگو کردند. همچنین این پرسش مطرح شد که وقتی آموزش به پول و اطاعت محدود شود، چه کسانی از فرصت یادگیری محروم می‌مانند.

پس از گفتگوها، فعالیتی گروهی با الهام از موضوعات مطرح‌شده در داستان برگزار شد. در این بخش، مفاهیمی مانند باور به خرافه، در برابر باور به علم و دانش روز؛ اقدام کوچک در برابر تغییر بزرگ و… روی کارت‌هایی نوشته شد و در اختیار گروه‌ها قرار گرفت. هر گروه یکی از مفاهیم را انتخاب کرد، مفهوم مقابل آن را یافت و سپس درباره تجربه‌ها و نمونه‌های واقعی مرتبط با آن با یکدیگر گفتگو کردند.

آموزه‌های کتاب‌های افلاتون در حوزه موضوعاتی مانند محیط زیست، کشاورزی، آب، باد، زمین و انرژی و همچنین ارتباط میان این مفاهیم و داستان فیلم از دیگر موضوعات گفتگو بود. شرکت‌کنندگان نیز درباره نمونه‌هایی از اقدامات کوچک اما تأثیرگذار در جامعه خود صحبت و نقش یادگیری، خلاقیت و مشارکت را در ایجاد تغییر بررسی کردند.

این برنامه با یک پرسش مهم به پایان رسید: «چند ویلیام در اطراف ما زندگی می‌کنند؟» اگر نوجوانانی را که ایده دارند، می‌آموزند، تلاش می‌کنند و تغییر ایجاد می‌کنند ببینیم، به حرفشان گوش کنیم و فرصت رشد را در اختیارشان قرار دهیم، می‌توانند در جامعه تغییر ایجاد کنند.

0 نظرات